برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
نت فالش: من یک « نجاتیابنده» م. روزهای زیادی دراز کشیدم کف اتاقم و شمردم تا بمیرم. همین باعث شد که بفهمم نجات تخصص منه. هیچوقت نمیمیرم. ساالهاست که توی دنیایِ مجازی پونزده سالهم. الآن ولی واقعا پونزده سالهم. [ ویرایش: شونزدهسالم شد. ویرایش دو: و هیفدهسالم. ویرایش سه: واو. هیجده سالم. ویرایش چهار: نه. بزرگتر دیگه نه. ویرایش پنجم: ۲۰. ] آدما رو دوس ندارم. آدما رو دوس دارم. بعضیا فک می کنن دروغ زیاد میگم. قبلنا زودی تغییر میکردم، الآن فقط رنگ عوض میکنم.موهام کاملاً سوختهن، اینقدر که دکلره و رنگ کردم. وقتی حالم خیلی خوبه، با آهنگ «خاطرههای قبلی» بهتر میشم و وقتی که بده، بدتر. روزی اونقدر جوان و سبکسر بودم که میگفتم « تویِ سوراخ سنبه هایِ قلعه رودخان، دنبال دری به دنیایِ نارنیام.»بالاخره به دنیا عادت کردم و بزرگ شدم.
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
کاش در کوچهی اردیبهشت، من هم خانهای داشتم.
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
داشتم یه فیلم آمریکایی میدیدم. گویا معادلهی زیر در تمام فرهنگها جوابه:
تو دختر قویای هستی= میخوام از تمامِ مسئولیتهام بدون عذابوجدان جاخالی بدم، بپّا.
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی
برچسب:
نویسنده: پویا کاشانی